تحولات منطقه

همان گونه که قابل پیش‌بینی بود، دور دیگری از مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا که شنبه به میزبانی پاکستان، به صورت فشرده و ۲۴ساعته برگزار شد، امابه دلیل زیاده‌خواهی طرف غربی و تلاش برای دیکته کردن خواسته‌ها و نه تعامل از موضع برابر به شکست انجامید.

ترجیح دادیم شرایط آن‌ها را نپذیریم
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، همان گونه که قابل پیش‌بینی بود، دور دیگری از مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا که شنبه به میزبانی پاکستان، به صورت فشرده و ۲۴ساعته برگزار شد، به دلیل زیاده‌خواهی طرف غربی و تلاش برای دیکته کردن خواسته‌ها و نه تعامل از موضع برابر به شکست انجامید. دونالد ترامپ اگر چه با به‌کارگیری مهره‌های جدید و قرار دادن «جی‌دی ونس» معاون خود به عنوان سرتیم مذاکراتی که نسبت به «مارکو روبیو» وزیر خارجه‌اش فرد آرام و صلح‌جوتری تلقی می‌شود، می‌خواست این گونه وانمود کند که با انعطاف در پی دستیابی به راه حلی است، اما ادامه رویکرد قلدرمآبانه آمریکایی‌ها، سبب به بن‌بست خوردن ابتکار تازه شد.هیئت ایرانی در مذاکره ممتد و پرفشار، ابتکارهای مختلفی ارائه کرد، اما در نهایت رویکرد نسنجیده طرف مقابل مانع رسیدن به توافق بود.

طبق گفته اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، در نشست‌ها، تنگه هرمز، هسته‌ای، غرامت جنگ، رفع تحریم‌ها و خاتمه کامل جنگ علیه ایران و منطقه مورد بحث بوده، با این حال مسئله‌های مختلفی از جمله دو مورد نخست از موارد اختلافی بوده است. رئیس مجلس شورای اسلامی که سرپرست هیئت ایرانی در اسلام‌آباد را بر عهده داشت نیز پس از پایان مذاکرات در رشته توییتی به بیان گزارش روند مذکور پرداخت که در ترسیم افق پیش رو قابل توجه است. قالیباف نوشت: «ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. حال آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و وقت آن است تا تصمیم بگیرد که می‌تواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟».

دیکته و نه مذاکره

با این اوصاف، یکی از دلایل مهم شکست مذاکرات اخیر را باید در تصور نادرست آمریکایی‌ها از این عرصه دیپلماتیک یافت. آن‌ها با خیال اینکه ایرانی‌ها پس از جنگ ۴۰روزه، نرم شده و تغییر موضع داده و مقابل طرح‌های تحمیلی آن‌ها کوتاه خواهند آمد، راهی اسلام‌آباد شدند نه با نیت مذاکره واقعی. اظهارات معاون رئیس جمهور آمریکا گواه مدعاست. ونس پس از اعلام پایان مذاکرات با لحنی طلبکارانه گفت: «ایرانی‌ها ترجیح دادند شرایط ما را نپذیرند. ما با یک پیشنهاد بسیار ساده اینجا را ترک می‌کنیم؛ روشی برای تفاهم که پیشنهاد نهایی و بهترین پیشنهاد ماست. باید ببینیم آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا نه!».

از سویی، نحوه برگزاری نشست پاکستان که با توجه به نکات اختلافی و حساسیت موضوع جا داشت در چند دور تدارک دیده شود، ولی در یک روز و به‌صورت گفت‌وگوی ممتد ۲۱ ساعته که تا ساعت ۴ بامداد به‌طول انجامید برگزار شد، بیانگر همین نیت تحمیل خواسته‌ها از سوی طرف آمریکایی است. مذاکرات پس از ۴۰ روز جنگ تحمیلی در یک فضای بدگمانی و سوءظن عمیق انجام شد، ازاین‌رو انتظار دستیابی به نتیجه آن هم تنها ظرف یک جلسه خوش‌خیالی محض بود.

کلیت این مسائل اثبات می‌کند تیم ترامپ نه برای مذاکره بلکه برای دیکته کردن خواسته‌هایش نقشه کشیده بود. اما آن‌ها که ‏در جنگ یاد گرفتند طرف پیروز را اراده ملت‌ها و برتری در میدان تعیین می‌کند نه لفاظی در شبکه‌های اجتماعی، اکنون هم یاد خواهند گرفت که دیپلماسی عرصه احترام، تعامل و پذیرش واقعیت‌هاست نه املا کردن آرزوها.

لجبازی بچگانه با ایرانیان

آمریکایی‌ها به جای پذیرش اشتباه گفته شده و اصلاح مسیر، پس از اعلام پایان مذاکرات اسلام‌آباد بدون نتیجه مطلوب آن‌ها، ظاهراً از روی خشم و عصبانیت به بروز برخی رفتارهای بچگانه علیه کشورمان روی آورده‌اند؛ در گام نخست، وزیر جنگ ایالات متحده در توییتی با ادعای ورود دو ناوشکن آمریکایی به آب‌های نزدیک کشورمان – که البته از سوی تهران رد شد - در رویکردی تعمداً حاشیه‌ساز که با هدف تحریک افکار عمومی ایرانیان صورت گرفت، به‌جای به‌کار بردن واژه خلیج همیشگی فارس از نام جعلی آن استفاده کرد. پس از این انتقام مبتدیانه، نوبت به ترامپ رسید که با انتشار توییتی، خشم خود علیه ایرانی‌ها را فریاد بزند. رئیس جمهور ایالات متحده که از عدم امتیازدهی تهران ناخرسند بود، مقاله‌ای را در رسانه اجتماعی خود به اشتراک گذاشت که می‌گوید در صورت از هم پاشیدن مذاکرات، او می‌تواند با هدف جلوگیری از صادرات و واردات به ایران، این کشور را «محاصره دریایی» کند.

تهدید توخالی ترامپ در حالی است که تبعات جنگ‌افروزی جاری وی که با اعمال حکمرانی جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز همراه شد، هنوز دست از سر اقتصاد جهانی برنداشته است. در آخرین مورد بلومبرگ گزارش داد بازار جهانی نفت در پی کمبود شدید عرضه دچار التهاب شده و قیمت محموله‌های فیزیکی به سطح بی‌سابقه و بالای ۱۴۰ دلار رسیده است.

با این اوصاف طرح‌ایده محاصره دریایی چیزی جز بلوف سیاسی نیست؛ چراکه تبعات در پیش گرفتن چنین سناریویی، کل جهان را دچار بحران می‌کند. ازاین‌رو بسیاری معتقدند با توجه به این نکته و اینکه جام جهانی فوتبال و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نیز در پیش است، این آمریکاست که به توقف سریع جنگ نیاز دارد. در صورت بن‌بست کامل مسیر مذاکره تنها اهرم فشار ترامپ مقابل جمهوری اسلامی، ادامه جنگ است که آن نیز به دلیل دست پر تهران در میدان و از جمله اعمال مدیریت بر تنگه هرمز آورده‌ای نخواهد داشت.

در این شرایط پیش‌بینی این است که دونالد با وجود تهدیدها، دست از پا درازتر به میز مذاکره بازخواهد گشت، مگر اینکه قمار بزرگی کرده و با گرای نتانیاهو کشورش را وارد کارزاری کند که آن سر نتایج و پیامدهای آن ناپیداست.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha